در چند سال اخیر و حتی گذشته عده ای از پان کردها و همچنین عوامل تجزیه طلب ایران اسلامی فعالیت هایی را در جهت کُرد کردن دیگر اقوام ایرانی تبار انجام داده اند. ایشان بدون در نظر گرفتن حقیقت معنای واژه کُرد ، با جمع آوری نسوخ تاریخی سعی در این کرده اند تا اقوامی مانند : زازاها ، لرها ، و ... را به ناحق و با مکر و حیله کُرد جلوه دهند. این افراد به خوبی از اشتباه بودن ادعای خود با خبرند اما سیاست های تجزیه طلبانه و خسمانة این افراد ایجاب میکند به سان پان ترکها عمل کنند. استفاده از واژه "کُرد" همانند کاری است که پان ترکها کردند. پان ترکها ها هم از شباهت واژه "توران" و "تورک"  استفاده کردند و با این کار سعی کردند اقوام مختلف را ترک جلوه دهند.

شروع فعالیت های پان کردها موجب شده تا عده ای از زازاها و لرها (مخصوصا لکها) از روی بی اطلاعی در دام این افراد تجزیه طلب و ضد ایرانی گرفتار شوند. اتفاق خطرناکی که امنیت ملی ایران را تحدید میکند و مسئولان لشکری و کشوری باید جلوی این افراد ضد انقلاب و مزدور را بگیرند.


 پیش از آغاز اصل نوشته باید بگویم که این مطلب هرگز قصد توهین به هیچ قومی را نداشته و فقط در خصوص معنای واژه "کرد" و ارتباط آن با نسوخ تاریخی نوشته شده است.

تمام تاریخ دانان و ادبیات شناسان بر این مهم واقف اند که "کرد" در گذشته معنایی به غیر از معنای امروز آن داشته است. در نسوخ تاریخی و ادبی گذشته بارها به مواردی برخورد میکنیم که از واژه "کرد" به معنای رمه گردان و عشایر یا شده است. برای نمونه :

با جستجو در بین ابیات شاعران و نویسندگان پارسی گوی در قرن های اول اسلام واژهء کُرد را به معنای عشایر و رمه‌گر و همچنین چوپان و شبان به کار برده اند.در زیر به چند مورد از آنها که توسط شاعرانی چون رودکی، سعدی و سایر شاعران سروده شده است اشاره شده است.

رودکی:                 

از بخت و کیان خود بگذشتم و پَردَختم          چون کُرد بماندستم تنها من و این باهو

در بیت فوق ملاحظه میشود که باهو به معنای چوبدستی شبانان است و رودکی اشاره به کرد یا  شبانی میکند که با چوب دستی خود تنها مانده است و یا در اشعاری دیگر از شاعران نامی ایران نیز به این نکته اشاره شده است

عماره:

بینیت همی بینم چون خانه کردان            آراسته همواره به شیراز و به رُخبین

بارانی :

در بیابان بدید قومی کرد                        کرده از موی هر یکی کولا.
 سعدی:

چو سیلاب خواب آمد و هر دو برد         چه بر تخت سلطان چه بر دشت کرد.

غزالی لوکری :

بخارا خوشتر از لوکر خداوندا همی دانی      ولیکن کرد نشکیبد ازین دوغ بیابانی .

در اسرار توحید نیز آمده است: « کُرد بود و گوسفند دار» حتی در گویش طبری امروز هنوز واژه کُرد به همین معنا به کار می رود.

استخری (در گذشت 346 هجری) ضمن بر شمردن رموم( طوایف و ایلات) فارس آنها را کرد یعنی گله داران بیابان گرد توصیف کرده و می‌نویسد: رموم های کردان بیش از آن است که در شمار آید و گویند کی در پارس پانصد هزار خانواده بیش باشد ، کی در زمستان و تابستان به چراگاه نشینند.( المسالک و الممالک، ص 97 )

حمزه اصفهانی مینویسد : « کانت الفرس تسمی الدیلم الاکراد طبرستان کما کانت تسمی العرب اکراد سورستان » (تاریخ سنی ملوک الارض) . یعنی پارسیان (ایرانیان) دیلمیان (یکی از گروه‌های مهم ایرانی‌زبان) را کردهای طبرستان میدانستند چنانکه اعراب را کردهای سورستان.

به صراحت میتوان فهمید که در ابیات و نوشته های بالا "کُرد" معنای قومی نداده و فقط بر شیوه زندگی افراد دلالت دارد. گذشته از این ابیات و نسوخ تاریخی، محققان داخلی و خارجی هم بر این امر اصرار داشته اند. برای نمونه :

در لغتنامه دهخدا آمده است:
توسعاً بمناسبت چادرنشینی این طایفه بطور مطلق بر چادرنشینان اطلاق می شود. بدوی . بقول حمزه اصفهانی ایرانیان قدیم (فرس ) دیلمیان را اکراد طبرستان مینامیدند و اعراب را کردان سورستان میخواندند.

دکتر پرویز خانلری می‌نویسد:
نام کردی عاده به زبان مردمی اطلاق میشود که در سرزمین کوهستانی واقع در مغرب فلات ایران زندگی میکنند. قسمتی از این ناحیه اکنون جزء کشور ایران است و قسمتی در کشور ترکیه و قسمتی دیگر از جمله کشور عراق شمرده میشود. در خارج از این منطقه نیز اقلیتهای کرد وجود دارند که از آن جمله گروهی در شمال خراسان و گروههایی در جمهوریهای ارمنستان ، گرجستان و آذربایجان و عده­ی کمی نیز در ترکمنستان به این گویشها سخن میگویند. در سوریه نیز یک اقلیت کرد زبان از چند قرن پیش به وجود آمده است.
زبان یا گویش کردی همه ی این نواحی یکسان نیست. حتی تردید است در این کلمه « کرد » به قوم واحدی که دارای مختصات نژادی یا ایلی با گویش معینی باشند اطلاق شده باشد. در بسیاری از منابع تاریخی که به زبان عربی در قرنهای نخستین اسلام تألیف یافته ، این کلمه را معادل کلمه « شبان » و «چوپان » بکار برده اند.
ابن حوقل کوچ (قفص) کرمان را « صنف من الاکراد » میداند و حال آنکه مقدسی (احسن التقاسیم) زبان ایشان را شبیه زبان مردم سند شمرده است.

دکتر مارتین وان بروینسن، پژوهشگر آلمانی و کردشناس معروف می‌نویسد:

نام قومی “کرد” که در منابع قرن اول اسلام دیده میشود بر یک پدیده رمه‌گرایی و شاید واحدهای سیاسی نامیده میشد و نه یک گروه زبانی. چندین بار حتی “کردهای عرب” در منابع نامبرده شدند. اما در پایان قرن دهم میلادی، این نام برای گروه‌های متعدد رمه‌گران و کوچ‌گران ایرانی‌زبان بکار میرفته است که از دریاچه وان تا دریاچه ارومیه و مناطقی از قفقاز زندگی میکردند.. اگر در آن زمان روستا‌نشینی بودند که به زبان‌های کردی امروز تکلم می‌کردند، هنوز نام “کرد” در آن زمان شامل آنها نمی‌شد.

پروفسور ولادمیر ایوانف نیز می‌گوید:
 نام کرد در قرن‌های میانه (کم و بیش از قرن پنجم میلادی تا شانزدهم میلادی) نامی بود که بر همه‌ی رمه‌گران و کوچ‌گران ایرانی نامگزاری می‌شد.

پروفسور دایوید مکنزی که تز خود را روی زبان‌های کردی نوشته است میگیود:

 اگر به حدود دوران گسترش امپراتوری اعراب نگاه کنیم، خواهیم یافت که عنوان کرد با رمه‌گر و کوچ‌گر دارای یک معنی است.

پروفسور ریچارد فرای، ایران‌شناس نامی:

قبایل همیشه بخشی از تاریخ ایران بودند هرچند منابع در مورد آنها کم است زیرا آنها خود تاریخساز نبودند. عنوان فراگیر و عامیانه “کرد” که در بسیاری از کتاب‌های عربی و حتی پهلوی (کارنامک اردشیر پاپکان) دیده میشود نامی بود که فراگیرنده‌ی همه‌ی کوچ‌گران و چادرنشنیان میبود حتی اگر با مردمانی که امروز نام “کرد” دارند از پیوند زبانی نبودند. برای نمونه، برخی از منابع مردمان لرستان را کرد نامیدند و همچنین قبایل کوهستان و حتی بلوچان کرمان.

برای همین در کارنامک اردشیر پاپکان (که شاهنامه نیز از آن استفاده کرده است)، دکتر آساطوریان میگوید:

کهنترین منبع که لغت “کرد/کورت” را بکار میبرد نوشتار پارسی‌میانه کارنامک اردشیر پاپکان است که گویا در قرن ششم میلادی تدوین شده است. لغت کرد در این منبع چهاربار بکار رفته است و واضح است که در تمامی این متن، این لغت یک لقب اجتماعی (و نه قومی) بوده است و تنها معنی “چادرنشینان و عشایر” را میدهد. این لغت میتواند برای هر گروه زبانی ایرانی بکار رفته شود و هیچ معنی قومی ندارد و پیدا کردن معنی قومی برای آن یک کار بیهوده است.

حال بنده در عجبم چگونه افرادی مانند علامه دهخدا و پرویز خانلری که خود از معنای کُرد با خبرند ، لرها را کرد دانسته اند و بدتر از آن ، چگونه بعضی از همتبارن لُرم با پشت کردن بر اصالت خود ، خود را کرد می دانند. 

 

به کمک وبلاگ ترکشناسی2

قسمتی از مقاله بر گرفته از مقاله ی کاوه فرخ